تبليغاتX
شیراز هند (وبلاگ مهدی باقر ) -
ادبی و فرهنگی و دینی

 

شعر فارسی غالب دهلوی

 

مهدی باقر معراج

 

 

         میرزا اسدالله خان غالب یکی از برجسته ترین شاعران  فارسی گوی هندی نژاد بوده است- شعر فارسی او اهمیت خاصی دارد-و اهمیت او بیشتر به سب شعرفارسی اوست- اسمش میرزا اسدالله خان و غالب تخلص شعری اوست-شهرت او به سب آخرین نماینده ی شعر کلاسیک بودن  اوست اگر چه شاعر عظیم اقبال لاهوری بعد از میرزا غالب شهرت یافته است لکن شعر فارسی او سبک مختلفی داردو در واقع میرزا غالب سبک خودش راتوسعه داده بود.

می شودگفت که میرزاغالب طبق روش شاعران متقدمین شعر می سرود ولی نکته ی جالب اینست که ایشان با استفاده از شیوه کلاسیک یک طرز و روش خاص خود هم داشت و بدین  ویژگی خاص او از شاعران معاصر خود متمایزی می شود.

مهم ترین نمایندگان این سبک، نظیر نیشاپوری، فیضی ،  ناصر علی سرهندی ، و به خصوص میرزاعبدالقادربیدل هستند- دراین سبک شاعری به خصوص صنف غزل گوی نسبت به طرز و روش غزل گوی ایران خیلی ممتاز و بهتر بود –این سبک را به عنوان سبک هندی تعبیر می کردند که در زمان صفوی بنیان گزاری شده بود- درآن زمان شاعران به علت خریدار نبودن شعرهاشان بطرف هند مهاجرت کردند و در هندوستان سکونت اختیار کردند و تحت حمایت سلاطین مغول شعر گوی خود شان را ادامه دادند- شوق و شغف سلاطین مغول و برخورد طبیعت و اثر فرهنگ متنوع هند آنان را خیلی تحت تاثیر گذاشت- این عوامل  شعر آنها را اثرخاصی بخشید و تاثرات طبیعت و محیط  آنان را از سبک ایرانی جدا نمود و به یک شکل جدیدی درآورد و همان زمان در شعر  ایهام و تعقید، جایگزین سلاست و روانی شد و نظم کردن تخیلات باریک دور از فکر مردم عادی در شعر به اوج خود رسید-ایشان مضمون آفرینی ، معما گوی و تمثیل نگاری راهدف خود قرار داده بودند همه در فکر سبقت کردن بر یکدیگر بودند بدین علت ایشان از سبک شاعری قدیم متمایز شدند-

البته منظور از شعر تمثیلی میرزا غالب اینست که ایشان دریک مصرع مثالی مثالی را می آورد و در مصرع دوم آن را عینی می کرد .

برای مثال…

 

آخر شب مه بیرون می آید زشرم کاستن

خویش رادر مفلسی منما به اهل روزگار

 

 

روشن است برای سرودن مضامین باریک و دور از فهم الفاظ ساده و سلیس و پر از محاوره کافی نیست بلکه یک سبک خاصی احتیاج دارد که علامات و اسرار و رموز فراوان داشته باشد. علاوه ازین اختراعات و تراکیب گوناگون هم درکارست بری مثال: زیانکده، فنا، قدح فنون-

 

بزرگ ترین نماینده ی  این سبک میرزا عبدالقادر بیدل بود .میرزا غالب مانند دیگر شاعران این سبک از بیدل  متاثربود لکن غالب خودرا تا به پیروی این سبک محدود نکرد بلکه درین سبک مضامین متنوعی را تا این حد اضافه نمود که در کلام شاعران دیگر این سبک دیده نمی شود.

سبکی که از افغان شروع شده بود به میرزا غالب پایان یافت-

غالب در قالب های  مختلف طبغ آزمای نمود لکن غزل میدان مخصوص اوست و غزل های او دارای مضمون عشق و محبت است.

البته از یک دیدگاه اشعار غالب را بر سه دوره میشود تقسیم کرد.

دورهء اول شعر غالب دارای فارسی محض است که دراین دوره او غیراز فارسی به هیچ  زبانی برای شعر گفتن رمی نیاورد، ودر دوره دوم شعر غالب به زبان اردو متمایل است لکن درآن دسته از آثار، تراکیب و واژه های فارسی نفوذ بیشتر داشت.

اما دوره ی سوم شعرغالب به زبان اردوست.

ازجهت تنوع مضامین غزل های غالب ازغزل های ظهوری ممتازست ازین رو ظهوری خفای و غالب ظهوری هستند .بازهم غالب درمیان شاعران فارسی نژاد اهمیت خاصی  کسب نکرد.

یکی از ویژه گی های شعر غالب اینست که او وحدت الوجود را موضوع شعری خود قرار داده بود. ازین جهت غالب شاعر عرفان و تصوف هم هست. اودر یک نامه ی می نویسد...

 "این قدرمی دانم که وجود یکی است و هرگز انقسام نپذیرد و هر آیینه اگر دینی و دنیوی تراشیده باشم گرفتار شرک فی الوجود که اقبح  افراد شرک است شده باشم "

 

یعنی من فقط این را می دانم که خدا یکی است و او تقسیم ناپذیرست بر خلاف این عقیده و ایمان اگر مذهبی باشد شرک است .چنانکه در یک شعر می گوید.

 

محو کن نقش دوی از ورق سینه ی ما

ای نگاهت   الف  صیقل  آیینه   ی   ما

 

گاهی شعر غالب افکار فلسفی مآ بانه دیده می شود شاید بدین سبب که فکر فلسفی مورد توجه نسل جدید قرار گرفته بود،گویا قصد او نوشتن آثار نبود ولی چون افکار روز را در آثارش منعکس می کرد ، چنین به نظر می رسد.  گاهی در یقینیات و مسلمات یک جنبه ی  شک را جستجو می کرد و گاهی از توهمات یک ریشه ی یقین را بدست می آورد مثلا می گفت که...

 

سایه و چشم به صحرا دم عیسی دارد

اگر  اندیشه ی  منزل  نبود   رهبر  ما

 

بی تکلف در بلا بودن به از بیم بلاست

قعردریاسلسبیل و روی دریا آتش است

 

معنی آفرینی و مضمون آفرینی هم  یکی ازخصوصیت کلام غالب است منظور از مضمون آفرینی اینست که  نکته ی  تازه ای  به وجود می آورد بقول رشید احمد صدیقی..

 

" معنی نزد غالب پیکر لطافت بود و الفاظ پیکر تحریر. برای این که اکسیر معنی رادر پیکر معنی نمی توان گفت..

 

سخن ما ز لطافت نپذیرد تحریر

زشود گرد نمایان زرم توسن ما

 

علاوه برین غالب از ظرافت طبعی خودش خیلی استفاده می کرد  و طوری که می دانید ظرافت غیر از ندرت بیان چیزی نیست غالب می گوید...

 

ما همای گرم پروازیم فیض از ما به جو

سایه همچون دود بالا می رود از بال ما

 

 

با تمام این خصوصیات شعرشان دارای مضامین سکر آورانه بود. ذکر می نوشی درشعر ایشان اهمیت خاصی دارد شاید علتش این باشد که وی خود شراب می خورد و از باده سخن هم سرشار بود  در نتیجه شرابش دوآتشه شده بود  چنانچه می گوید..

 

 

خجلت نگر که د ر حسناتم   نیافتند

جز روزه درست ز صهبا گشوده ای

 

 

علاوه براین ابتکار و جدت طزازی یکی از ویژگی های اساسی شعرغالب است-

علی رغم این ویژگی های که درنوشته های بالا ذکرشده، باید گفت که غالب دهلوی هم یکی از شاعران فارسی زبان است که  اشعار بی بهای خودش در سرمایه ی  شعر و ادبیات فارسی افزود، حالی آنکه ایشان فارسی زبان نبوده، پس ماباید باتوجه علاقه و دلبستگی و خدمات او در  زبان و ادبیات فارسی از وی منت کش باشیم و شعر او را ارج نهيم.

 

نوشته شده توسط مهدی باقر در ساعت 10:32 | لینک  |